آمائه: هنر تکیه کردن به دیگری در فرهنگ ژاپن

تحلیلی روان‌شناختی بر نیاز به تکیه کردن به دیگری در روابط انسانی

منتشر شده در تاریخ یک‌شنبه ۰۳ اسفند ۱۴۰۴

آمائه: هنر تکیه کردن به دیگری در فرهنگ ژاپن

در میان انبوه واژه‌هایی که فرهنگ‌های مختلف برای توصیف روابط انسانی خلق کرده‌اند، گاه به کلماتی برمی‌خوریم که ترجمه‌پذیر نیستند؛ چرا که فراتر از یک مفهوم، بازتاب‌دهنده روح یک فرهنگ و شیوه‌ای از بودن در جهان هستند. «آمائه» (به ژاپنی 甘え) یکی از همین واژه‌های ناب و رازآلود ژاپنی است.

تصور کن کودکی را که بی‌آنکه سخنی بگوید، دستش را به سوی مادر دراز می‌کند تا در آغوش کشیده شود. یا عاشقی را که در سکوت، سر بر شانه معشوق می‌گذارد و بی‌هیاهو، امنیت حضور او را طلب می‌کند. این نیاز لطیف به تکیه کردن، این میل شیرین به دیگری سپردن، چیزی است که ژاپنی‌ها آن را «آمائه» (به ژاپنی 甘え) می‌نامند.

«آمائه» را شاید بتوان «وابستگی شیرین» یا «محبت‌طلبی کودکانه» معنا کرد، اما هیچ‌یک از این واژه‌ها گوهر این مفهوم را آن‌چنان که هست بازنمایی نمی‌کنند. «آمائه» هنر تکیه کردن در حالتی آسیب‌پذیر به دیگری است، بدون آنکه نیاز به توضیح باشد. زبانی است بی‌کلام که در ژرفای روابط انسانی در فرهنگ ژاپن ریشه دوانده و از پیوند مادر و کودک تا مناسبات اجتماعی بزرگسالان را در بر می‌گیرد.

 

ریشه‌های واژه‌ی «آمائه»

این مفهوم که نخستین بار توسط روانکاو برجسته ژاپنی، تاکه‌ئو دوی (به ژاپنی 土居 健郎)، به جهان معرفی شد، کلیدی است برای گشودن قفل بسیاری از رفتارهای اجتماعی در سرزمین آفتاب. «آمائه» نه فقط یک نیاز روانی، که آیینه‌ای است در برابر فرهنگی که جمع را بر فرد، هماهنگی را بر تضاد، و وابستگی عاطفی را بر استقلال خشک مقدم می‌دارد. او واژه‌ی «آمائه» را برای نخستین‌بار در کتاب خود «آناتومی وابستگی» (به ژاپنی 甘えの構造) در سال ۱۹۷۱ معرفی کرد. 

واژه‌ی «آمائه» (به ژاپنی 甘え) برگرفته از فعل «آمائرو» (به ژاپنی 甘える) است که خود از صفت «آمائی» (به ژاپنی 甘い) به معنی شیرین آمده است. 

تاکه‌ئو دوی «آمائه» را به‌صورت یک واژه بازتعریف کرد تا نیاز روان‌شناختی گسترده‌تری را در بر بگیرد: میل به عشق و پذیرش منفعلانه، اغلب بدون نیاز به تلافی و پاسخگویی آشکار. این روانشناس ژاپنی واژه‌ی «آمائه» را «درماندگی و میل به دوست داشته شدن» توصیف کرد و آن را با تأکید بر نقشی که در تقویت صمیمیت ایفا می‌کند، از مفاهیم غربی استقلال متمایز ساخت.

از دیدگاه دوی، آمائه صرفاً وابستگی کودکانه نیست، بلکه رفتاری فرهنگی پذیرفته‌شده‌ای است که تا بزرگسالی تداوم می‌یابد و روابط را در حوزه‌های خانوادگی، اجتماعی و حرفه‌ای شکل می‌دهد. برای مثال، فردی که «آمائه» از خود نشان می‌دهد ممکن است رفتاری داشته باشد که او را در شرایطی آسیب‌پذیر و ضعیف قرار دهد و در مقابل شخص مقابل (همسر، والد یا مدیر) این شرایط را درک و هیچ رفتاری را نشان نخواهد داد که به او آسیب بزند. 

برخلاف فرهنگ غرب که استقلال فردی را ستایش می‌کند، «آمائه» صمیمیت را با یک رابطه ظریف قدرت درمی‌آمیزد: فرد «وابسته» خواهان مدارا و محبت است و طرف مقابل هم با میل خود این محبت را نشان می‌دهد. دوی معتقد بود این نوع روابط فقط به خانواده محدود نمی‌شود و در روابط سلسله‌مراتبی مثل رابطه کارمند و کارفرما هم دیده می‌شود؛ بازتابی از روحیه جمع‌گرایی در ژاپن. هرچند «آمائه» ممکن است نشانه ناپختگی به نظر برسد، در فرهنگ ژاپن به عنوان یکی از ارکان روابط سرشار از محبت و اعتبار ارزش والایی دارد.

 

در جهانی که روزبه‌روز به سمت فردگرایی پیش می‌رود و استقلال را به عنوان والاترین ارزش انسانی می‌ستاید، مفهوم «آمائه» یادآوری لطیفی است از نیازی که همچنان در ژرفای وجود همه ما ریشه دارد: نیاز به دیگری، میل به تکیه کردن، و لذت در آغوش گرفته شدن. شاید برای ما که در فرهنگ ایرانی بزرگ شده‌ایم، این مفهوم چندان غریب نباشد؛ ما نیز پیوندهای عاطفی عمیق، صمیمیت‌های خانوادگی و روابط گرم اجتماعی که در آن‌ها با حالتی آسیب‌پذیر به دیگری تکیه کرده‌ایم را داشته‌ایم، هرچند ممکن است نامی بر آن نگذاشتیم.