موشین چیست؟

راز آرام بودن در لحظه بدون چنگ زدن به انتظارها و افکار

منتشر شده در تاریخ پنج‌شنبه ۰۹ بهمن ۱۴۰۴

موشین چیست؟

موشین (در زبان ژاپنی 無心)، به معنی آگاهی خالص از این لحظه و آمادگی برای عمل بدون تامل است. موشین آزادی از افکار خودآگاه، تردید، درنگ، ترس، ایگو و حواس‌پرتی است. تصور کن ناگهان دستت به لیوان مورد علاقه‌ات برخورد می‌کند و در یک لحظه، بدون تردید، بدون فکر آگاهانه، آن را می‌گیری و از شکستن آن جلوگیری می‌کنی. در این شرایط، به این فکر نمی‌کنی که «اوه، لیوان دوست داشتنی من، بهتر است آن را با دست چپ خود از زاویه‌ی ۴۰ درجه با سرعت متوسط بگیرم.» در طول فکر به تمام این مسائل، لیوان دوست داشتنی تو به صدها تکه تبدیل شده است.

ذهن در شرایط موشین، همچون آب زلال و پاک، انعکاس دهنده‌ی دنیا به صورت لحظه‌ای است. پریدن قورباغه در آب، ری‌اکشنی لحظه‌ای و بدون تامل از آب را در بر خواهد داشت. همچون هایکو مشهور ماتسوئو باشو:

برکه‌ی کهنه

قورباغه‌ای در آن می‌پرد

آوای آب

(به ژاپنی:‌古池や 蛙飛び込む 水の音)

 

ریشه‌های مفهوم موشین

موشین از دو کانجی «» به معنی «بدون» در زبان فارسی و کانجی «» به معنی «قلب/ذهن» تشکیل شده است. شاید بتوان به صورت لغوی موشین را «بدون ذهن» یا «بدون قلب» ترجمه کرد اما هردو ترجمه مفهوم موشین را به درستی نمی‌رسانند چرا که بدون قلب بودن در زبان فارسی حس بی‌رحم و بی‌احساس بودن را درون خود دارد که ابدا توصیف کننده‌ی موشین نیست. از طرفی موشین به معنی عدم استفاده از ذهن و ناآگاهی نیست که بتوان آن را «بدون ذهن» ترجمه کرد. 
این مفهوم و واژه نه تنها در آثار ذن، بلکه در آثار تائوئیسم چین باستان، همچون کتاب ژوانگزی (به چینی 莊子) نیز یافت می‌شود. بنابراین می‌توان متصور بود که موشین قدمتی بیش از آموزه‌های بودایی و ذن دارد. اما با این حال نمی‌توان تاثیر و آموزه‌های ذن را در موشین نادیده گرفت.
یکی از افرادی که در دوران مدرن مفهوم موشین را به دنیای غرب (و متعاقبا به ایران) معرفی کرد،‌ دایستسو تیتارو سوزوکی (به ژاپنی 鈴木 大拙 貞太郎) بود. سوزوکی در کتاب مشهور خود «The Zen Doctrine of No-Mind» موشین را به عنوان تحقق «غیردوگانگی» و غلبه بر هرگونه دوگانه‌نگری و تبعیض تعریف می‌کند. او معتقد بود که جنبه‌ای کلیدی از موشین «پذیرندگی» (به ژاپنی 受動性) است؛ حالتی که پذیرش، گشودگی، رهاسازی و مقاومت‌نکردن در زندگی را توصیف می‌کند.

فیلسوف مشهور انگلیسی آلن واتس (به انگلیسی Alan Watts) در سخنرانی مشهور خود «Zen And The Art of The Controlled Accident» برای توصیف موشین، داستان جالبی را بیان می‌کند:
«وقتی برای اولین بار به مدرسه شمشیربازی می‌روی، طبیعتاً نزد استاد زندگی می‌کنی. او نوعی آشْرام (مرکز تمرین) دارد. اما به تو شغلی مانند سرایداری محوّل می‌شود: نظافت می‌کنی، ظرف می‌شویی، رخت‌خواب‌ها را جمع می‌کنی و کارهایی از این دست. اما در حین انجام کارهای روزمره، استاد ناگهان و بدون هیچ اخطاری با شمشیر تمرینی‌اش که از چهار تکه بامبوی نسبتاً شل به هم بسته شده ساخته شده، به تو حمله می‌کند و از تو انتظار می‌رود که با هر چیزی که در دسترس است، با لحاف، با جارو، با قابلمه و تابه، از خودت دفاع کنی. فقط دفاع کن، با هر وسیله‌ای. اما شاگرد بی‌چاره هرگز نمی‌داند حمله چه زمانی و از کدام سو خواهد آمد. کم کم دچار تنش و استرس می‌شود و شروع می‌کند به این که مدام در حالت آماده‌باش باشد، مواظب همه جا باشد، ببیند از کجا به او احتمالا حمله می‌شود. وقتی از راهرویی عبور می‌کند و احساس می‌کند استاد احتمالاً یک گوشه کمین کرده، کاملاً آماده است که به سوی او بجهد، اما ناگهان از پشت مورد ضربه قرار می‌گیرد. در نهایت، تسلیم می‌شود. مطلقاً هیچ راهی برای آماده‌سازی در برابر حمله وجود ندارد. بنابراین، فقط راه می‌رود و با خود می‌گوید: خب، اگر قرار است کتک بخورد، می‌خورد! همین و در این لحظه است که آماده شروع شمشیربازی می‌شود. زیرا اگر برای حمله‌ای از جهت خاصی آماده شوی و حمله از جهت دیگری بیاید، مجبوری نیرویت را از جهتی که انتظار داشته‌ای عقب بکشی و به جهتی دیگر بفرستی، و این کار زمان می‌برد. بنابراین کاری که می‌کنی این است: با ذهنی عاری از هر انتظار حرکت می‌کنی. این حالت را «موشین» می‌نامند.»

موشین به عنوان اصلی برای زندگی

موشین تنها برای هنرهای رزمی و یا تمرینی محدود به زمان مدیتیشن نیست و می‌توان از آن به عوان اصلی در زندگی استفاده کرد. اضطراب معمولاً ناشی از درگیری ذهن با "چه می‌شود اگر..."‌های آینده یا مرور اشتباهات گذشته است. ذهن در حال جنگیدن با تهدیدهای خیالی یا نشخوار فکری است. موشین، تو را از این مبارزه‌ی درونی رها می‌سازد. به جای مقاومت در برابر افکار یا تلاش برای کنترل آنها (که خودش تنش می‌آفریند)، موشین به تو اجازه می‌دهد افکار و احساسات بیایند و بروند، بدون آن که با آن‌ها یکی شوی یا توسط آنها غرق شوی. تو موقعیت را همان‌گونه که هست می‌بینی، نه فاجعه‌بارتر از آن. این، فضا را برای پاسخی آرام‌تر و منطقی‌تر به اتفاقات و مشکلات زندگی باز می‌کند.

هنگام انجام یک کار پیچیده (مانند ارائه‌ی سخنرانی، نواختن ساز، یا حتی یک گفت‌وگوی مهم کاری)، صدای منتقد درونی (مثل «نکنه خراب کنی»، «حتماً اشتباه می‌کنی» و…) یا توجه به نتیجه («اگر موفق نشوم...») می‌تواند عملکرد را مختل کند.

موشین همچون حالت جاری شدن آب رودخانه است. هنگامی که یک نوازنده‌ی چیره‌دست قطعه‌ای را اجرا می‌کند، به انگشتانش فکر نمی‌کند؛ موسیقی «خودش جاری می‌شود». یک ورزشکار در اوج، «در لحظه» است. این یعنی نبود خودآگاهی مخرب و عمل کردن از یک جایگاه یکپارچه. در محل کار یا پروژه‌های خلاقانه، ورود به این حالت، بازدهی و کیفیت کار را به شکل چشمگیری افزایش می‌دهد.

همچنین ما اغلب در تصمیم‌گیری‌ها در دام تحلیل فلج‌کننده می‌افتیم: لیست بی‌پایان مزایا و معایب، ترس از انتخاب اشتباه، یا گیر کردن در جزئیات. موشین به معنای خالی بودن از تعصب، پیش‌داوری و تمایلات شخصی قبلی است. ذهن مانند یک آینه‌ی زلال، واقعیت مسئله را دقیق و شفاف منعکس می‌کند. در این حالت، بینش یا پاسخ درست، خود به خود، همچون یک «الهام ناگهانی» پدیدار می‌شود.

موشین و کنار آمدن با تغییرات و موقعیت‌های غیرمنتظره

زندگی پر از حوادث پیش‌بینی نشده است (مخصوصا اگر در ایران زندگی می‌کنی!). پاسخ معمول ما، مقاومت، خشم و کلنجار رفتن با «چرا من؟!» است که تنها رنج را افزایش می‌دهد و چاره‌ساز نیست. همچون شاگرد شمشیربازی که در نهایت تسلیم می‌شود، موشین به ما می‌آموزد که در برابر واقعیت مقاومت نکنیم. این به معنای تسلیم شدن منفعلانه نیست، بلکه به معنای پذیرش هوشمندانه‌ی موقعیت به عنوان نقطه‌ی شروع جدید است. وقتی تو «مبارزه» با آنچه اتفاق افتاده را متوقف کنی، انرژی آزاد می‌شود تا به جای آن، برای عمل کردن در شرایط جدید متمرکز شود. همچون یک سامورایی که به جای چنگ زدن به انتظارات خود از حریف و برنامه‌ریزی‌های مختلف دفاعی، در لحظه نسبت به شرایط و مبارز مقابل شمشیر کاتانا خود را به حرکت در می‌آورد و دشمن را شکست می‌دهد. موشین یعنی به جای آنکه در ذهن خود به آنچه انتظار داشتیم چنگ بزنیم، واقعیت را دقیقا همان‌گونه که هست ببینیم و به صورت لحظه‌ای عکس‌العمل مناسب را داشته باشیم. یا طبق مثال مشهور ذن از موشین، دقیقا همچون یک آیینه، واقعیت را همانگونه که هست، بدون تعلل و درنگ انعکاس دهیم.