در مسیر یادگیری هر مهارتی، از نواختن یک ساز تا هنرهای رزمی، از خوشنویسی تا برنامهنویسی، همهی ما روزی از جایی شروع کردهایم. روزهایی که استاد راهنما کنارمان بوده، روزهایی که جرأت نگاه متفاوت داشتن را پیدا کردهایم، و شاید روزهایی که خودمان راهی تازه گشودهایم. اما آیا تا به حال به این فکر کردهای که این سفر سهگانه، نامی دارد؟
ژاپنیها برای این مسیر تکامل، نامی عمیق و زیبا انتخاب کردهاند: شوهاری (به ژاپنی 守破離). سه حرف، سه مرحله، یک فلسفه جاودانه. «شو» (به ژاپنی 守) یعنی اطاعت و پیروی کردن، «ها» یعنی گسستن، شکستن و جدا شدن (به ژاپنی 破)، و «ری» (به ژاپنی 離) یعنی فراتر رفتن و راه خود را یافتن. این سه گام، نه فقط در هنرهای رزمی ساموراییها، که در تمامی عرصههای زندگی و یادگیری ریشه دوانده است.
شوهاری فقط یک روش یادگیری نیست؛ آیینهای است برابر چشم هرکسی که میخواهد در کاری استاد شود. ابتدا میآموزی که فروتن باشی و از استاد پیروی کنی، بیچون و چرا. سپس جرأت مییابی که از قواعد فراتر روی و راه تازه بیابی. و در نهایت، به جایی میرسی که خودت استاد میشوی و راه خودت را میسازی و به کل فراتر از اطاعت یا شکستن قواعد میروی.
در دنیای پرشتاب امروز که همه میخواهند زودتر به نتیجه برسند و از میانبرهای تازه استفاده کنند، شوهاری (به ژاپنی 守破離) یادآوری میکند که استادشدن راهی دارد؛ راهی که اگرچه طولانی است، اما هر قدمش ضروری است. این مقاله سفری است به این فلسفه کهن ژاپنی؛ سفری از شاگردی تا استادی، از تقلید تا نوآوری، از خاک تا خورشید.
ریشههای شوهاری؛ از صحنهی تئاتر تا میدان هنرهای رزمی
شوهاری (به ژاپنی 守破離) اگرچه امروزه بیشتر در هنرهای رزمی مانند آیکیدو و کاراته شناخته شده است، اما ریشههای آن به جای دیگری بازمیگردد: به صحنههای تئاتر و شعر کهن ژاپن.
داستان شوهاری در قرن چهاردهم میلادی و با مردی بزرگ به نام زهآمی موتوکیو (به ژاپنی 世阿弥 元清، به روماجی Zeami Motokiyo) آغاز میشود. زهآمی، استاد بزرگ «نو» (به ژاپنی 能، به روماجی Noh) بود؛ نمایشی کلاسیک و شاعرانه که آن را میتوان یکی از عمیقترین و آیینیترین هنرهای ژاپن دانست. زهآمی که خود بازیگر و نمایشنامهنویسی بینظیر بود، در رسالههایش برای اولین بار مفهوم «شوهاری» را به عنوان راهی برای رسیدن به کمال در هنر بیان کرد.
مفهوم «شوهاری» در سالهای بعد، توسط استاد مشهور مراسم چای ژاپنی، سن نو ریکیو (به ژاپنی 千 利休) نیز استفاده و توسعه یافت. در قرن ۱۸ میلادی بود که استاد مراسم چای فوهاکو کاواکامی مفهوم «شوهاری» را به عموم مردم آموزش داد و آن را محبوب کرد و در ادامه توسط استادان هنرهای رزمی نیز استفاده شد.
مرحلهی اول: شو (守)
صرف نظر از اینکه درحال یادگیری یکی از هنرهای رزمی باستانی ژاپنی، یا در تلاش برای یادگیری مراسم چای ژاپنی هستیم، در اولین مرحله در کنار یک استاد به فراگرفتن قوانین و اصولی میپردازیم که در طول نسلهای متعدد به ما منتقل شدهاند. به عنوان مثال در یادگیری مراسم چای ژاپنی ممکن است قوانینی را یاد بگیریم که در طول بیش از ۴۰۰ سال محافظت و از نسلی به نسل دیگر منتقل شدهاند. در این مرحله ممکن است یادگیری کمی خستهکننده باشد اما ما باید بتوانیم فروتن باشیم و قوانین را فرا گرفته و اطاعت کنیم. اکثر افراد ترجیح میدهند برای همیشه در این مرحلهی شو (守) بمانند چرا که امن و آرام است و نیازی به ریسک و خطر کردن ندارد.
مرحلهی دوم: ها (破)
در این مرحله قوانین و سنتهای باستانی هنر درحال فراگیری را به صورت کامل یاد گرفتهایم و در شرایطی هستیم که میتوانیم آزادانهتر تکنیکهای مختلف را امتحان کرده و راه خویشتن را بیابیم. در مرحلهی ها (破) افراد قدم در دنیای ناشناخته میگذارند و از دنیای امن قوانین دور میشوند، برخی از قوانین را میشکنند و قوانین جدیدی را جایگزین میکنند که نسبت به شرایط عملکرد بهتری دارند و مناسبتر هستند. افراد بسیار کمتری شجاعت آن را دارند وارد این مرحله از کمال شوند.
مرحلهی سوم: ری (離)
پس از مرحلهی دوم ها (破)، نه تنها قوانین و تکنیکهای فیزیکی بلکه روح و دلیل آن قوانین را نیز فرا گرفتهایم. در مرحلهی سوم یعنی ری (離) توانایی گسستن از سنت و پرواز آزادانه را داریم. همچون پروانهای که برای اولین بار بعد از خروج از پیله باید به پرهای خود اعتماد کرده و پرواز کند. افراد بسیار محدودی در طول تاریخ به این مرحله از کمال و استادی در یک هنر میرسند. همچون ماتسوئو باشو (به ژاپنی 松尾 芭蕉) در هنر شعر هایکو، که به حدی از کمال رسید که توانایی گسسته شدن از قوانین و پرواز آزاد در دنیای زیبای شعر هایکو را داشت.
اینگونه است که شوهاری (به ژاپنی 守破離)، این فلسفه کهن ژاپنی، همچنان پس از قرنها زنده و پویا باقی مانده است. از صحنههای تئاتر نو (به ژاپنی 能) گرفته تا دوجوهای هنرهای رزمی، از مراسم چای تا کلاسهای درس و کارگاههای کسبوکار مدرن، این سه گام ساده اما عمیق، همچنان راه را به مشتاقان یادگیری نشان میدهد.
شوهاری به ما میآموزد که استادشدن یک شبه اتفاق نمیافتد. راهی است پرپیچوخم که از فروتنی آغاز میشود. در مرحله «شو»، میآموزیم که پیش از آنکه بخواهیم خود باشیم، باید دیگری را ببینیم و از او بیاموزیم. در مرحله «ها»، جرأت میکنیم از سایهی استاد بیرون بیاییم و بالهای خود را بگشاییم. و در مرحله «ری»، به جایی میرسیم که نه شاگردیم و نه دنبالرو، بلکه خودمان منبعی برای یادگیری دیگران میشویم.