農
کشاورزی, کشاورزان
州
ایالت, استان
武
جنگجو, نظامی, جوانمردی, اسلحه
声
صدا
質
ماده, کیفیت, موضوع, مزاج
念
آرزو, حس, ایده, فکر, احساس,...
待
منتظر ماندن, بستگی داشتن به
試
آزمایش, تلاش, کوشش, تجربه, ...
族
قبیله, خانواده
象
فیل, الگوبرداری از, تقلید ک...
銀
نقره
域
محدوده, منطقه, حدود, مرحله,...
助
کمک, نجات, یاری رساندن
労
کار, تشکر برای, پاداش برای,...
例
مثال, عادت, کاربرد, سابقه
衛
دفاع, حفاظت
然
نوعی چیز, اینطور, اگر چنین ...
早
زود, سریع
張
طولانی کردن, شمارنده برای ک...
映
منعکس کردن, انعکاس, فرافکنی
限
محدودیت, محدود کردن, تا بهت...
親
والدین, صمیمیت, فامیل, آشنا...
額
پیشانی, لوح, پلاک, عکس قاب ...
監
نظارت کردن, مقام رسمی, ادار...
環
حلقه, دایره, لینک, چرخ
験
تأیید, اثر, آزمایش
追
تعقیب کردن, دور کردن, دنبال...
審
جلسه دادرسی, قضاوت کردن, مح...
商
معامله کردن, فروش, تجارت, ب...
葉
برگ, صفحه, لوب, سوزن, تیغه,...
義
صلاحیت, عدالت, اخلاق, افتخا...
伝
انتقال دادن, همراه رفتن, در...
働
کار کردن, (کوکوجی)
形
شکل, فرم, سبک
景
چشمانداز, منظره
落
افتادن, انداختن, پایین آمدن...
欧
اروپا
担
به دوش کشیدن, حمل کردن, بال...
好
علاقهمند, دلپذیر, چیزی را ...
退
عقبنشینی, عقب کشیدن, بازنش...
準
نیمه-, مطابق با, متناسب با,...
賞
جایزه, پاداش, ستایش
訴
اتهام, شکایت کردن, شکایت از...
辺
اطراف, مرز, سرحد, همسایگی
造
خلق کردن, ساختن, ساختار, هیکل
英
انگلیس, انگلیسی, قهرمان, بر...
被
متحمل شدن, پوشاندن, پوشاندن...
株
سهام, کنده درخت, سهام, سهام...